در ابتدا نیاز است به تعریف هر کدام یک از اجزای این ترکیب پرداخته و در نهایت تعریف مورد نظر از تربیت اجتماعی بیان شود .
همانطور که در فصل نخست بیان شد، تربیت در اصطلاح عبارت است از شکوفایی استعدادهای درونی انسان در حیطه های سه گانۀ ارتباطی او .
اجتماع از ریشه جمع بوده و به معنای گردآوردن، فراهم آمدن ، نزدیکی جسمی به جسم دیگر یا چندین جسم به همدیگر و سازگاری کردن می باشد و در زبان انگلیسی معادل Society می باشد.
جامعه نیز مونث جامع و اسم فاعل از کلمه «جمع» می باشد و آنچه در تربیت اجتماعی مدّنظر پژوهشگر می باشد به گونه ای به سمت تعریف جامعه برمی گردد و منظور تربیت شدن برای جامعه است.
اجتماع در اصطلاح جامعه شناسان و فیلسوفان این فن، هیات و ترکیبی است از اشخاص موجود؛ اما جامعه به وضع و حالت انسان ها یا حیواناتی گفته می شود که بر پایه قانونی مشترک زندگی می کنند .
اما در مورد معنای اصطلاح جامعه در میان اندیشمندان اختلاف بوده و در اینجا به دو تعریف از اندیشمندان اشاره می کنیم.
امیل دورکیم ، از جامعه شناسان قرن ۱۹-۲۰ میلادی، نخستین جامعه شناس دانشگاهی کشور فرانسه و نیز اولین کسی که توانست کرسی استادی جامعهشناسی را تأسیس کند، در تعریف جامعه اینگونه بیان می دارد:
«جامعه موجوی است زنده که دارای حیات خاصی می باشد و نمی توان آن را عبارت از صرف گردآمدن سادۀ اجزاء خود دانست بلکه دارای وجدانی ویژه هست که افراد را به یکدیگر پیوند می دهد.»
استاد مطهری; در تعریف جامعه اینگونه می گوید :
«جامعه عبارت است از مجموعه ای از انسان هایی که در جبر یک سلسلۀ نیازها و تحت نفوذ یک سلسه عقیده ها و ایده ها و آرمان ها در یکدیگر ادغام شده و در یک زندگی مشترک غوطه ورند .»
تعریفی که استاد مطهری ; بیان کرده اند، در اصل تعریف اجتماع است و نه تعریف جامعه؛ آنچه می توان به عنوان تعریف منتخب ارائه کرد این است که: «جامعه در اصطلاح، به معنای تجمع انسانی یک کشور ، یک شهر و یا یک ده است که تحت قانون مشترک زیست می کنند.»
ویژگی هایی که یک جامعه دارند عبارتند از: نظم سامان یافته در بین افراد جامعه، برآورده شدن نیازهای مادی و معنوی افراد در آن ، داشتن یک حد و مرز جغرافیایی، تبعیت افراد از یک قانون پذیرفته شده در بین ایشان .
در نهایت لازم است به کارکردهایی که می توان برای جامعه بیان کرد اشاره شود تا این امر مشخص شود که رشد انسان فقط در قالب اجتماع ممکن و میسّر است و راه گریزی از این نوع زندگی برای او نیست.
این کارکردها به اختصارعبارتند از :
۱) نظارت های اجتماعی از سوی نهادهای رسمی و غیر رسمی برای تحقق نظم اجتماعی.
۲) برآورده شدن سریع تر و راحت تر نیازهای مادی و معنوی افراد یک جامعه.
۳) کارکرد امنیّتی حضور در اجتماع.
۴) تداوم نسل ها در بستر جامعه با پدید آمدن مسایلی همچون: ازدواج ، خانواده.
۵) ایجاد ارتباط عاطفی ، احساسی و… در بستر جامعه.
در مورد این واژه در کتاب های جامعه شناسی مبحثی را مطرح کرده اند که از آن به عنوان «جامعه پذیری» یاد می کنند و در اصل در تربیت اجتماعی همین واژه است که به معنای «تربیت اجتماعی» نزدیک می باشد .
جامعه پذیری یا Socialization از دهۀ ۱۹۴۸ میلادی مورد استفاده جامعه شناسان قرار گرفت و از آن به عنوان مهم ترین عامل در اجتماعی شدن انسان ها می دانند .
در تعریف جامعه پذیری گفته می شود: «فرآیندی است که به انسان می آموزد که چگونه در جامعه به عنوان یک عضو فعّال مشارکت کند ، با اعضا همکاری کرده و از هنجارهای پذیرفته شده از سوی جامعه پیروی کند.»
و یا به طور ساده تر می توان گفت: «بیان این که یک انسان از بدو تولّدش چگونه با جامعه و فرهنگ (ارزش ها و هنجارهای آن) انطباق می یابد.»
با استفاده از مباحث مطرح شده در جامعه شناسی و نیز بهره گیری از مسایل تربیتی، می توان تربیت اجتماعی را اینگونه تعریف کرد : «تربیت اجتماعی عبارت است از تامین تمهیدات لازم جهت متجلی ساختن ارزش ها و ضوابط مطلوب اجتماعی در فرد به منظور موثر بودن او در برخوردهای اجتماعی اعم از هدایت دیگران ، مخالفت با نظرات غیر منطقی ، توافق و سازگاری و امور نظیر آنها. »
و روش های تربیت اجتماعی را می توان همان ابزارهایی دانست که به کمک آنها می توان مسئله اجتماعی شدن افراد یک جامعه را اجرا کرد.