اما توجه به چند نکته بسیار لازم و ضروری است:
الف – گاهی همسر و فرزندان، ضمن مهر و علاقه به شوهر و پدر، به اموال او به چشم ارثیه نگاه میکنند و به خاطر همین نگاه، مواضع و رفتارهای بسیار ناپسندی نیز دارند و در واقع به طور ناخودآگاه نوعی روزشماری برای رسیدن مرگ او تملک بر ارثیه نیز دارند. این نگاه طمعکارانه، بسیار غلط و البته ظالمانه است.
هر چند قاعدتاً پدر کار و تلاش میکند تا رفاهی برای خانواده فراهم نماید و هر گاه نیز از دنیا رفت، آن چه دارد برای ورثه میماند، اما دلیل نیست که وراث در قید حیات او نیز به داراییهایش به چشم ارث نگاه کنند و اگر به یکی از فرزندان یا حتی خویشان و غریبهها چیزی داد، فکر کنند که از سهم الارث آنها داده است؛ او نیز مجبور نیست که اگر خواست به همسر یا فرزندان چیزی بدهد، حتماً طبق قانون سهم الارث رفتار و تقسیم نماید.
باید قبول کرد که او نیز یک انسان است با تمامی آرزوها، امیدها، اهداف و تدبیرها و هر چه دارد مال خودش است و نه دیگران؛ اگر چه در قبال خانواده و دیگران نیز وظایف و تکالیفی دارد.
ب – گاهی پدر یا مادر هیچ تفاوتی بین فرزندان قایل نیستند، اما برخی از آنها حسّاس شده و هر کاری را به همین چشم میبینند، لذا هر رفتار یا گفتار آنها را با این موضع ارزیابی کرده و مورد قضاوت قرار میدهند. به محض آن که گفت: «فلان فرزندم سرما خورده است»، میگویند: «دیدی! من که سرما خورده بودم چنین نگفت» و یا اگر چیزی به کسی داد، فغانش بلند میشود که چرا مشابهاش یا همان میزان را به من نداد؟!
ب – گاهی تفاوت شخصیت، منش، رفتار و گفتار فرزندان، این تفاوت برخورد از سوی والدین را ایجاب مینماید. بالاخره فرزندان (به ویژه از سن بلوغ به بعد)، هر کدام شخصیت و منش و رفتارهای مستقل و خاص خود را دارند. حتی ممکن است یکی اهل شوخی باشد و یکی نباشد و رفتار متفاوت والدین در قبال این دو، به نظر هر کدام از آنها تبعیض بیاید.
به عنوان مثال: اگر یک فرزندی اهل ایمان، تقوا، مطالعه، تحصیل، کار، خانواده و ... بود، و دیگری در این مواضع در نقطهی متفاوت بود، یکی در ادب و آداب با والدین منشی داشت و دیگری نداشت و ...، نمیشود انتظار داشت که والدین با هر دو یک نوع رفتار را داشته باشند؛ لذا حتی ممکن است که یکی را بیشتر و یکی را کمتر دوست داشته باشند، چه رسد به این که نسبت به آنها رفتار متقابل و متفاوت داشته باشند.
من مواضعی رفتاری و گفتاری خاص خود را در مقابل والدین دارم، برادر یا خواهر بزرگتر یا کوچکترم مواضع دیگری دارند و هر کداممان نیز انتظار رفتار متقابلمان متفاوت است. حال آنها چه باید بکنند که احساس تبعیض نشود؟
ج – در عین حال پدر و مادر در روشهای تربیتی باید بسیار سعی کنند که تبعیضی که به مثابهی بیعدالتی یا ظلم به یکی شود نداشته باشند (به ویژه در سنین کودکی که فرزند قوه تشخیص و تحلیل ندارد)، چرا که عواقب سوء خود را در پیدارد و چه بسا نه تنها در نگاه آنها به والدین، بلکه حتی در ساختار شخصیتی آنها نیز تأثیر نامطلوبی بجای گذارد.
بدیهی است هیچ پدر یا مادرِ بدون نقصی وجود ندارد و به همین نسبت فرزندان آنها نیز مجموعهای از رفتار و شخصیت خوب و بد را دارا هستند.
ما چون از یک سو پدر و مادرمان را دوست داریم و از سوی دیگر خود را وابسته به آنها میدانیم، انتظار داریم که هر پدری مانند حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام و هر مادری مانند حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام باشد و هیچ خطایی از آنان سر نزند.
اما، فرزندی که چنین به موشکافی و قضاوت در مورد رفتار والدین میپردازد، خوب است از یک سو به خودش نیز نگاه کند و از سوی دیگر به آنها نیز توجه کند که مگر همه علامهی دهر هستند؟! خُب خیلیها نمیدانند و یا بلد نیستند.
از این رو، به جای آن که نگاه کنیم آخرت آنها چگونه خواهد بود و خدایی ناکرده خوشحال باشیم از این که معذب خواهند شد، باید درس و عبرت بگیریم برای رفتار خود با فرزندانمان و نسبت به آنان نیز موضع مهر، محبت، عطوفت و احترام داشته باشیم.