مهم ترین علت ترس از جدایی، جدایی دراز مدت کودک در دوران خردسالی از والدین به ویژه مادر است و نشانه هایی دارد :
1- کودک به سبب جدایی از والدین می گرید؛ 2- برای سلامت والدین بسیار نگران است؛ 3- نگان دزدیده شدن است؛ به همین جهت، در مکان های شلوغ، دست آنان را رها نمیکند؛ 4- در مجالس و محافلی چون جشن تولد همسالان به تنهایی و بدون حضور والدین حاضر نمی شود؛
5- در اتاق، تنها نمی ماند؛
6- در اتاقس مستقل و جدا از پدر و مادر نمی خوابد.
برای کاستن از این ترس به نکات ذیل توجه کنید :
أ. در برابر ترس او واکنش شدید نشان ندهید؛
ب. هرگز او به زور به تنها ماندن وادار نکنید؛
ج. فرزند خود را به تنها رها کردن در بیرون از منزل تهدید نکنید؛
د. چیزی از محدودیت های پیشین کم نکنید؛ برای مثال اگر پیش تر، با خواهر یا برادرش می خوابیده است، و تقاضا می کند با شما بخوابد، اجازه ندهید؛ زیرا کاستن از محدودیت ها سبب می شود که باور کند ترسش واقعی است. هـ . برای جدایی تدریجی می توانید از نزدیکان یا مهد کودک آغاز کنید
برگرفته از سخنان استاد دهنوی
|
|
فاطمه 1394/01/19 - 07:43 |
|
شدیدا ب همفکریتون نیاز دارم دخترم 23 ماهشه. از دل کندن و جداشدن از هرچیزی یه کابوس بزرگ واسه خودش و ما درست کرده!! اگه مهمون بیاد یا مهمونی بریم و اونارو دوست داشته باشه،موقع خداحافظی از ته دل چنان گریه میکنه و جیغ و داد راه میندازه ک دل سنگ هم بحالش آب میشه،چه برسه بِ دلِ منِ مادر!! همین برنامه رو قبلا با کارتونهای موردعلاقش هم داشت و وقتی میخواستن تموم بشن توی خونه عزای عمومی بود!!تا اینکه مجبور شدیم یه گیرنده ی USBخور بخریم و خدارو شکر مشکل حل شد. اما کماکان نمیتونه راحت و بدون گریه ی زیاد از اطرافیانش دل بکنه.ب خاطر همین رفتارش خیلی رفت و آمدمونو محدودتر کردیم چون واقعا دل و اعصاب شنیدن اونهمه گریه و جیغ و دادشو نداریم.البته اینکه میگم محدود یعنی ما حداقل هفته ای یکبار خونه ی مامان بزرگش و یه بارم خونه ی خالش میریم ولی قبلا تقریبا هر روز یا مهمون داشتیم یا مهمون بودیم.موندم چیکار کنم ک این رفتارش درست بشه،نمیدونم تاحالا همچین باموردی برخورد داشتید؟مقطعی و گذرا بوده؟چقدر طول میکشه؟
|
|