تنبیه کودک درروایات
در هرشکل که بتوان روایات را تفسیر نمود نکته مهم این است که خداوند انسان را آزاد آفریده و دین مبین اسلام نیزبرخلاف نظربرخی از نظریه پردازان نسبت به انسان دیدگاه خوش بینانه دارد. روایاتی که از سوی ائمه معصومان(ع) در ارتباط با تنبیه مطرح شدهاند، سه دسته هستند که روایات دسته دوم و سوم به بحث ما مربوط میشود، ولی روایت دسته اول جنبه قانونی و قضایی دارند. سه دسته روایات عبارتند از:
دسته اول روایاتی هستند که اجازه تنبیه کودک را به حاکم میدهد، در برابر گناهانی که کودک انجام میدهد. مانند سرقت، زنا، لواط و...او را تنبیه و تعزیرکند. به دلیل اینکه، این دسته از روایات در مورد حقوق کیفری است و تحقق آن به دست قاضی است و با موضوع بحث ما، که در زمینه والدین و معلم میباشد، چندان ارتباطی ندارد، از بحث درباره آن صرف نظر میکنیم.
دسته دوم راوایاتی است که تنبیه کودک را در جهت تربیت و تأدیب او، برای پدر و معلم جایز میشمارد. دسته سوم روایاتی است که تنبیه کودک را بر ترک نماز جایز میشمارد.از روایات دسته دوم و سوم میتوان به روایات زیر اشاره کرد:1. حمادبنعثمان میگوید: از امام صادق(ع) در مورد ادب کودک و عبد پرسیدم. امام فرمود: پنج یا شش ضرب و تا میتوانی مدارا کن.
2. امام صادق(ع) میفرماید: «کودکان مکتبی نوشتههای خود را نزد امیرالمومنین(ع) آوردند تا بهترین آنها را انتخاب کند. امام فرمود این کار قضاوت است و جور در آن مثل جور در قضاوت است. به معلمتان بگویید اگر بیشتر از سه ضربه برای تأدیب شما بزند قصاص خواهد شد.
3. از پیامبر اکرم(ص) نیز نقل شده است که فرمود: «ادب کودک سه ضربه است و افزودن بر آن روز قیامت قصاص میشود.
4. حضرت رسول(ص) فرمودند: نماز را درهفت سالگی به کودک یاد دهد و درده سالگی او را برترک نماز تنبیه کنید.
تا چهاندازه میتوان کودک را تنبیه کرد؟
در راستای کمیت تنبیه در روایات پاسخهای گوناگونی مطرح شده است. برخی سه تا، برخی چهار تا، برخی دیگر شش را مطرح کردهاند ولی در جمع این روایات میتوان گفت: برای معلم زدن بیش از سه تا جایز نیست چون در معتبره سکونی امام، بیش از سه تا را برای معلم جایز ندانستهاند و فرمودند: قصاص خواهد شد. اما برای پدر، پدربزرگ، جد پدری و شاید مادر، بیش از شش تا زدن جایز نیست. البته به حسب تفاوت موارد، تعداد ضرب هم متفاوت میشود. ولی به هر حال، پیش از شش تا جایز نیست بزنند. اما در مورد کیفیت تنبیه کودک آنچه از روایات استفاده میشود چند نکته است:
الف. باید عمل خلاف کودک را نادیده انگاشت و در صورت عدم تکرار آن، به رخ کشیده نشود. پیامبر اکرم(ص) در پاسخ به سؤال جزی نسبت به عصیان اهل و خانواده او، تا سه مرتبه میفرماید: آنها را ببخش و عفو کن و در مرتبه چهارم میگوید: اگر تنبیه کردی بهاندازه جرم و گناه، آنها را تنبیه کن. ب. همواره باید با کودک حتی در تنبیه او با نرمی و مدارا برخورد کرد. امام صادق(ع) به حمادبن عثمان فرمود: پنج تا شش تا بزن و با او مدارا کن.در اینجا که مسلماً مدارای در کیفیت مطرح است، اگر نگوییم مدارای در کمیت هم مراد است.
پ. باید از زدن به جاهای حساس بدن کودک پرهیز کرد. رسول اکرم(ص) در روایتی فرمود: از زدن به سر و صورت بپرهیز. ج. تنبیه کودک نباید آنقدر شدید باشد که موجب سرخ شدن یا کبود شدن بدن او شود؛ چه در این صورت موجب پرداخت دیه توسط تنبیهکننده میشود حتی اگر تنبیهکننده پدر باشد.
سن تنبیه
از روایاتی که تنبیه کودک را بر ترک نماز جایز میدانند، اینطور استنباط میشود که وقتی کودک خوب و بد را درک میکند و بتواند بین خوب و بد تمییز قایل شود و عقل را در این زمینه به کار گیرد، میتوان او را تنبیه کرد، زیرا برخی از این روایات تنبیه را بر ترک نماز در 7 سالگی، برخی در 9 سالگی و برخی در 10 سالگی جایز میدانند.
گرچه میتوان گفت برخی روایات در مورد تنبیه کودک بر ترک نماز است، ولی در موارد دیگری نیز مصداق دارد؛ زیرا هدف از تنبیه کودک تأدیب و تربیت اوست و وقتی کودک بتواند بدی و خوبی امور را تشخیص دهد، علت تنبیه را درک کند. اگر او را تنبیه کنیم به هدف نخواهیم رسید. در روایتی از امام صادق(ع) در مورد کودکی، که دزدی کرده بود، فرمود: از او بپرسید آیا میداند که دزدی عقوبت دارد، اگر میدانست بپرسید: عقوبت آن چقدر است. اگر نمیدانست، رهایش کنید.
تنبیه و عمل
آیا هر عمل خلافی که از کودک سرزد میتوان او را تنبیه کرد، یا فقط در برابر گناهان میتوان او را تنبیه کرد؟ در این ارتباط بعضی از روایات در امور محرم صریح و روشن هستند. مانند روایاتی که تنبیه کودک را بر ترک نماز جایز میدانند. آنچه از روایات استنباط میشود این است که در مواردی، که به تأدیب و تربیت کودک مربوط میشود، میتوان او را تنبیه کرد، خواه این خلاف، از خلافهای اخلاقی، عرفی یا اجتماعی باشد که از نظر شرع گناه محسوب نمیشود و یا خلافی باشد که از نظر شرعی گناه محسوب میشود؛ زیرا در غالب این راویات سؤال از ادب کودک است که تقریباً معادل تربیت امروزی است.
اثر اخلاقی تنبیه
از آنچه گذشت میتوان گفت: تنبیه از نظر فقهی مجاز است، اما تنها جواز فقهی کافی نیست، بلکه باید از دیدگاه اخلاقی و تربیتی ارزش آن مشخص شود. در این زمینه، روایات به دو دسته تقسیم میشوند؛ یک دسته از روایات به رحم، شفقت، مدارا و عفو کودک توصیه میکنند برای نمونه در روایتی آمده است: «کودکان را دوست بدارید و به آنها ترحم کنید» و یا میفرماید: «با کسی که به او آموزش میدهید و با کسی که از او میآموزید نرمی کنید» همچنین آمده است: «کودکان را مورد عفو قرار بده».
دسته دوم روایاتی هستند که از تندی، غضب و عتاب و خطاب نسبت به کودکان منع میکنند، مانند:«خداوند برای هیج چیز مانند غضب نسبت به زنان و کودکان ناراحت نمیشود» و یا میفرماید: هنگام غضب کسی را تأدیب یا تنبیه نکنید». با توجه به این دو دسته روایات، میتوان گفت: محبت، احترام، عفو و بخشش همواره مطلوب است. تندی، عطاب، خطاب و غضب نسبت به کودک نه تنها مطلوب نیست، بلکه از آن نهی هم شده است. اما اگر برخی از روایات تنبیه کودک را جایز میدانند، در مواردی است که راه دیگری جز تنبیه برای اصلاح و تربیت کودک در کار نباشد و یا کارایی خود را نسبت به افرادی از دست داده باشد.
بنابراین، درحد امکان و اگر راههای بهتر برای اصلاح رفتار کودک وجود دارد، نباید از تنبیه استفاده کرد. راه اصلی تربیت راه رفق، مدارا، محبت، رحمت و عفو است و استفاده از تنبیه در مواردی جایز است که از راه اصلی نتوان به هدف رسید. پزشک وقتی کارد جراحی را به دست میگیرد که از درمان بیماری با دارو مأیوس شده باشد. شاهد این مدعا این است که در سیره معصومان(ع) مشاهده نشده است که آنان فرزندان خود و یا کودکان دیگری را تنبیه کرده باشند.
آثار تربیتی تنبیه
بعضی از متخصصان رشته روانشناسی و علوم تربیتی معتقدند که آثار تنبیه این است که کودک را از دست زدن به عمل خلاف، مادامی که بداند تنبیهی در کار است، باز میدارد. همین که مطمئن شد که دیگر تنبیهی در کار نیست، دوباره به آن کار دست خواهد زد. برخی دیگر از متخصصان گفتهاند: اگر تنبیه به جا و به موقع و در حد مطلوب اجرا شود، میتواند رفتار نامطلوب را برای همیشه از بین ببرد. اما روایاتی در این زمینه وجود دارند میتوان از آنها استفاده کرد که تنبیه اثر اصلاحی دارد:
1. حضرت علی(ع) میفرماید: «من لم یصله حسن المداراه یصلحه حسن المکافاه» کسی که خوش رفتاری او را اصلاح نکند، خوب کیفر دادن او را اصلاح خواهد کرد.
2. در جای دیگر آن حضرت میفرماید: «استصلاح الاخیار با کرا مهم و الا شرار بتادیبهم» راه و روش اصلاح خوبان به بزرگداشت آنهاست و اصلاح بدان به تنبیه و عقاب آنهاست. با توجه به دو روایت فوق، میتوان گفت که تنبیه اثر اصلاحی دارد. در مواردی هم حداقل اثر بازدارندگی دارد. این موضوع نیز در امر تربیت مطلوب است، هرچند که هدف اصلی اصلاح و جایگزینی رفتار مطلوب به جای رفتار نامطلوب میباشد.
نکاتی در مورد میزان و نوع تنبیه
1. تنبیه نباید بیش از مقدار جرم و گناه باشد. پیامبر اکرم(ص) در روایات اسدبن وداعه، پس از آنکه سه بار از تنبیه نهی کرد، فرمود: اگر تنبیه کردی بهاندازه گناه تنبیه کن.
2. در تنبیه باید قوت بدنی، سن و شخصیت افراد را در نظر داشت. در روایت حمادبن عثمان، امام صادق(ع) فرمود: هر مقدار که حاکم مصلحت بداند، برحسب مقدار گناه و یا قدرت بدنی شخص تعزیر کند. در مورد شخصیت افراد حضرت علی(ع) میفرماید: «کیفر عقلا با اشاره است و کیفر جُهال با تصریح و صراحت». وجای دیگر میفرماید: «کنایه و تعریض برای عاقل شدیدترین عقاب است».
3. اگر کودک قبل از این که تنبیه شود، متنبه شد، نباید او را تنبیه کرد؛ زیرا هدف از تنبیه آگاهی و اصلاح کودک است و وقتی این هدف حاصل شد، دیگر تنبیه معنی ندارد. همچنین اگر پس از تنبیه کودک، رفتار آن اصلاح شد، دیگر نباید رفتار خلاف او را به رخ کشید و آن را بهانهای برای تنبیه و سرزنش او قرار دهیم. قرآن کریم میفرماید: «زنانی را که به وظائف همسری عمل نکنند، موعظه کنید و از همبستری با آنها بپرهیزید و آنها را بزنید، اگر اطاعت کردند دیگر بهانه ای برای ستم و آزار آنها مجویید»(نسا:34).
4. در صورتی میتوان کودک را تنبیه کرد که به عمل خلاف و بد بودن آن و میزان مجازات وجود آن آگاهی داشته باشیم.5. نباید کودک را به خاطر تشفی خاطر و تخلیه هیجانی خود تنبیه کرد، بلکه همواره باید اصلاح و تربیت کودک مورد توجه باشد. 6. در تنبیه باید مراحل و مراتب آن را رعایت کرد و باید از مرحله ضعیف شروع کرد؛ چرا که شاید، با اجرای مرحلهای ضعیف از تنبیه مثل تغییر چهره، کودک به اشتباه خود پی ببرد و اصلاح شود. در این صورت، دیگر نیازی به تنبیه بدنی نخواهد بود.
جانشینهای تنبیه
1. یکی از روشها، دور کردن و یا پنهان کردن وسیله و یا هدفی است که کودک نتواند به آن دسترسی پیدا کند.2. به کودک اجازه داده شود تا سرحد اشباع یا دلزدگی به آن رفتار ادامه دهد. مانند اینکه به کودک اجازه داده شود تا هر چه میخواهد شیرینی بخورد یا کبریتها را آتش بزند.3. اگر رفتار نامطلوب ناشی از مراحل رشد کودک است، پس از آنکه کودک به سن بالاتر رسید، مشکل خودبهخود برطرف خواهد شد. اسکینر معتقد است: «تا مرحله مناسب رشد فرا نرسد، معمولاً نمیتوان به سادگی رفتارهای مشکلزا را تحمل کرد، به ویژه در شرایط معنوی خانوادهها، اما آسوده خاطر خواهیم بود اگر بدانیم با رساندن کودک به یک مرحله قابل قبول از لحاظ اجتماعی، او را از عواقب مطلوب تنبیه برحذر داشتهاید.»
4. روش دیگر این است که فرصت دهیم تا زمان خود مشکل را حل کند، اما ممکن است زمان بسیار طولانی باشد. عادتها به سرعت فراموش نمیشوند.5 . روش جانشین دیگر برای تنبیه، تقویت کردن رفتار ناهمساز با رفتار نامطلوب است.6. با وجود اینها، بهترین راه از بین بردن عادت نامطلوب، نادیده گرفتن آنهاست. اسکینر معتقد است که احتمالاً بهترین فرآیند جانشین برای تنبیه خاموشی است. این روش زمان بر است، اما از فراموشی طبیعی بسیار سریعتر اتفاق میافتد. این روش دارای عوارض نامطلوب کمتری است.
برای انجام آن والدین باید نسبت به رفتارهای نامطلوب کودک خود بیتوجهی نشان دهند.به طور کلی، رفتار به دلیل اینکه تقویت میشود، ادامه مییابد. این اصل هم در مورد رفتار مطلوب درست است، هم در مورد رفتار نامطلوب. برای حذف رفتار نامطلوب باید منبع تقویت را پیدا کرد و آن را از میان برداشت. رفتاری که تقویت به دنبال نداشته باشد. خاموش میشود.
نتیجهگیری
در پایان میتوان گفت: با مرور روایات حضرات معصومان(ع) به دست میآید که تنبیه کودک در جهت تربیت او جایز است. هر چند این روش از مطلوبیت بالایی برخوردار نیست؛ یعنی تا زمانی که برای تربیت کودک از روشهای دیگری بتوان استفاده کرد، بهتر است از این روش استفاده نشود. چه بسا اگر از روشهای دیگر تربیتی به نحو درست و صحیح استفاده شود، هیچگاه نیازی به تنبیه کودک حاصل نشود. به هر حال، اگر در امر تربیت از نظر مربی به تنبیه او نیاز شد، تنبیه او جایز است و عوارض و عواقب فرضی در برابر اصل هدایت و تربیت کودک از اهمیت چندانی برخوردار نیستند.
بهخصوص اگر بتوان با استفاده از روشهای دیگر تربیتی عواقب فرضی را کاهش داد و یا حتی آنها را از بین برد. تا آنجا که ممکن است بهتر است از روشهای دیگر تغییر و اصلاح رفتار، که برخی ازآنها براحتی قابل انجام است، استفاده کرد. برای مثال، بیتفاوتی و بیتوجهی به رفتار، محروم کردن کودک از برخی امتیازات، صبر و تحمل رفتار نامطلوب و حل آن توسط زمان، تقویت رفتار ناهمساز با رفتارنامطلوب و انواع دیگر جانشینهای تنبیه روشهای مطلوب تغییر رفتار میباشند.