خجالت به معنی دوریگزینی و عدم تمایل به ایجاد ارتباط با دیگران، میتواند امری موقتی یا نسبتا دائمی باشد.
بچههای خجالتی، مطمئناً دوست ندارند مرکز توجهات یک جمع باشند. بنابر این شما نباید کاری کنید که ناگهان همه متوجه کودکتان بشوند. اینکه از پسرتان بخواهید جلوی یک جمع که برای نخستین بار آنها را میبیند، سنتور بزند یا برای آنها شعر بخواند، کار نادرستی است.
کودکان فقط برای کسانی این کار را می کنند که به آنها اعتماد داشته باشند. اینکه شما بهطور غیرمنتظره و بدون اطلاع قبلی به فرزندتان، از او چنین کارهایی را بخواهید، باعث سرخوردگی کودک می شود بهویژه در دوران پیشدبستانی که زمان ساخته شدن اعتماد به نفس کودک است. بد نیست بدانید سخنرانی و اجرا در جمع ترس شماره یک بزرگسالان است، چه برسد به بچهها!
عنوان کردن خجالتی بودن کودک نزد دیگران موجب به وجود آمدن یک باور و تلقین غیر منطقی و افزایش این مشکل می شود در عوض باید این مشکل را نزد کودک بسیار کوچک و معمولی نشان داد و آرام ارام و به طور غیر مستقیم او را به میان جمع برد. واگذاری مسئولیت های کوچک و در حد توان در بین جمع، مقایسه نکردن کودک با دیگران، عدم حمایت افراطی از کودک، عدم ترحم و پشتیبانی زیاد از او و …می تواند هر چه سریع تر کودک یا فرد کمرو را در کاهش این اختلال یاری دهد.
کودک کمرو را، با ویژگی های مثبت وی به دیگران معرفی کنید. برای مثال کودکی که پشت مادرش پنهان می شود، بهتر است توسط مادر، به دیگران این طور معرفی شود که فرزندم یکی از بچه های هنرمند است. یا یکی از بچه های خوب و نمونه مدرسه شان است. بازگو کردن توانمندی ها و خوبی های کودک در او حسی از اطمینان و اعتماد ایجاد می کند و موجب می شود کمتر از حضور در جمع احساس ناراحتی کند.
باید به کودک کمرو فرصت حرف زدن بدهید، او را خاطر جمع کنید که شنیدن حرف های او برایتان مهم است. هر قدر کودک اطمینان خاطر بیشتری از جانب جمع یا گروه پیدا کند، راحت تر می تواند حرف بزند و توانمندی های خود را نشان بدهد. برای شنیدن حرف های او صبوری به خرج دهید. هر گونه واکنش منفی پدر، مادر یا مربی می تواند ترمزی باشد برای حرف زدن کودک.
با کودک خود ارتباط برقرار کنید و همواره او را مورد تشویق قرار دهید. بچه ها معمولاً احساسات خود را نمی شناسند، کلماتی را برایشان معرفی کنید و دربارهٔ ترس هایشان صحبت کنید. به عنوان مثال اگر دختر شما از بازی با پسربچه ها می ترسد، شما علت آن را جویا شوید و دربارهٔ آن با او صحبت کنید بدون اینکه کلمهٔ چرا را به کار برید.
مثلاً بگویید: فکر می کنی چه اتفاقی می افتد اگر با آن پسرکوچولو بازی کنی؟ صحبت کردن درباره موقعیت ها، امکان ارزیابی شرایط را به فرزندتان می دهد تا متوجه شود هیچ چیز وحشتناک نیست و او باید با ترس هایش مواجه شود و شما نیز از شدت ترس های او آگاه می شوید و او را به ارتباطات بیشتر تشویق می کنید.
شما به عنوان والد می توانید همیشه کودک را تشویق کنید اما وارد کردن فشار و سخت گیری بر کودک روندی بی فایده و فرسایشی برای هر دو طرف (کودک و والد) است.