طلاق حادثهای است شوم و به تعبیر اسلام الغبض الحلال، که در زندگی زوجین بعللی متعدد پدیـد میآید و ظاهرا زن و شوهر را از شر هم آسوده مینماید. ولی در پس آن آثار و عوارضی وجود دارند که هـرکدام جانکاه و زجر دهندهاند.
طـلاق رهـایی است. رهایی زن از قیود رنج آفرینی شوهر برای او و یا رهائی شوهر از شرور و مرارتآفرینی زن. ولی در واقع طلاق نجات از یک چاه و افتادن در چاهی دیگر است. تجارب نشان دادهاند که پس از طلاق تا چند روزی زن یا شوهر از ایـن واقعه احساس رضایت دارند. ولی پس از فروافتادن شورها و هیجانها به خود میآیند و از رنجی جدید که برای خود پدید آوردهاند نگراناند.
زن نگاهی به گذشته میافکند و مییابد چه چیزهایی را از دست داده است: شوهر فرزندان، کانون زنـدگی، کـدبانویی و مدیریت روابط زناشویی، انس خلوت ها، مرکز رازها دنیایی از امانتهای سخن که به موقع گرمی و شادابی فیما بینشان بوده است و شوهر هم نگاهی به روزهای پیش از این واقعه میافکند.
ممکن است هرکدام از این دو بعدا ازدواج مجدد کنند و تشکیل خانواده دهند ولی واقعیت این است که هیچکدام به واقع نمیتوانند یکدیگر را فراموش کنند. خود را در رابطه با همسر قبلی صـاحب حـق میشناسند و نمی توانند بپذیرند که او در کنار مردی دیگر باشد و جنگها و درگیرهای بسیار پس از طلاق شاهد این مدعاست.
عوارض بـرای زن و مرد
تحقیقات و بررسی های ما در امر طلاق ظهور و بروز شش دسته از عـوارض را بـشرح زیـر نشان داده است:
۱- عوارضی بـرای زن
۲- عـوارضی بـرای شوهر که با مورد پشین تفاوت هایی آشکاردارد.
۳- عوارضی برای کودکان و نوجوانان و اصولا نسلی که از آن ها باقی مانده است.
۴- عوارضی برای خـویشان و نـزدیکان زن و شـوهر.
۵- عوارضی برای جامعه و مردم در رابطه با مشکلات و دشـواریهای نـاشی از نابهنجاریها و بزهکاریها.
۶- عوارضی برای دولت که امر صیانت خانواده را بر عهده دارد و برای کنترل جریانانت باید اقداماتی را انجام دهد.
عوارض بـرای کـودکان و نـوجوانان
طلاق برای کودکان و نوجوانان عوارضی بسیار دارد که در این بحث بـناست فقط از عوارض، اجتماعی و عاطفی بحث بمیان آوریم.
دامنه این عوارض بسیار است تصویر کلی آن براساس تحقیق،بدین گونه اسـت کـه بـیش از ۰۹% کودکان و نوجوانان مورد بحث تحت تأثیر عارضههای ناشی از طلاق بودهاند و بـه نحوی دچـار صدمه و آسیب شدهاند.
این آسیبها و عوارض بصورت ترس اضطراب، انتقامجویی، افسردگی و انزوا، نیاز افراطی به مـحبت، اخـتلال در رفـتار، آمادگی برای جرم و بزهکاری، حتی تن دادن به جرم و ارتکاب آن، اختلال در امـر تـحصیل، در روابـط معاشرتی و رفتارهای ضد اجتماعی و… خود را نشان دادهاند.
اثـر طـلاق در مـواردی از اثر یتیمی هم بیشتر است. شاید بدان علت که با مرگ پدر یا مادر تـکلیف کـودک یک راه است و امیدش قطع، ولی در طلاق کودک مییابد که پدر دارد ولی در رابطه با او مشکل دارد. مادر دارد ولی نـمیتواند از وجـود او بـهرهای عادلانه را انتظار داشته باشد. در کل، میتوان گفت طلاق ضربهای برای کودک و خطری برای احـساس سـعادت اوست زمینهساز بزهکاری و عامل تکوین انحراف است.کودک یا نوجوان به زحمت مـیتوانند جـدایی والدیـن را بپذیرند و یا غم و رنج ناشی از آن را فراموش کنند. این حادثه بر روی جسم ذهن،روان،عاطفه و جنبههای اجـتماعی و اخـلاقی فرزندان اثر میگذارد و آینده کودک بخطر میافتد.
عـوارض عاطفی
در مورد عوارض طلاق بر روی کودک نخست از عوارض عاطفی یاد می کنیم و آنگاه از عوارض اجتماعی، از آن بابت که ایـن دومـی اغلب ناشی از مورد اول است. در زمینه عوارض عاطفی از مواردی بـاید یـاد کـنیم که اهم آنها بدین قرارند:
۱- ترس و احساس ناامنی
که آن قریب ۸۷ درصد از کودکانی که از مادر جدا شـده بودند و در سنین تا ۷ سالگی بودند را فراگرفته بود. از کودکان ۸-۰۱ ساله فقط ۴ نفر داشتیم کـه ترس خود را اعلام کـرده بـودند در کودکانی که از پدر جدا شده بودند ترسی اعلام نشده بود. برخی از کودکان ترس خود را بگونهای اعلام کرده بودند که گوئی خطری عظیم امنیت آنها را تهدید کرده و آرامش و توان را از آنها گرفته بود.از ایـن بابت خود را جدا در مضیقه میدیدند.
۲- اضطراب و بیقراری
این امر اغلب در رابطه با جدائی از پدر آن هم برای کودکان سنین ۵ به بالا بچشم میخورد درباره مادر تمام سنین تا ۴۱ را شامل میشد ولی رقم بیشتر آن در مـرز سـنی ۵-۱۱ مشاهده شد و این امر حدود بیش از ۵۴% کودکان را شامل میشد.
کودکان خردسال از خواب میپریدند- برخی از آنها مادر را صدا میکردند.۲ مورد هم داشتیم که پدر را فرامیخواندند.نمی توانستند راحت و آرام باشند. در سنین ۷-۳۱ مواردی بـسیار داشـتیم که بنا به اظهار معلم و گاهی والدین خود در کلاس قرار و آرام نداشتند از خانه به مدرسه و از مدرسه به خانه پناه میبردند و این امر حدود ۰۲% بچهها را فراگرفته بود.
۳- شرم و حقارت
کودکان تا سـنین ۸ سـاله از طلاق ناراحت بودند ولی آثار شرم را در سنین ۹ به بعد بسیار دیدیم و رقم آماری آن تا سنین ۶۱ از ۵۸% متجاوز بود. اینان در مدرسه وحشت از این داشتند که سخن طلاق پدر و مادر به میان آید و آن ها شـرمنده شـوند. مواردی داشتیم که آنها از جـمع مـی گریختند آن چنانکه گویی گناهی مرتکب شدهاند. از سنین ۷-۹ فقط چهار مورد گزارش شرم و احساس حقارت شده است.
عوامل موثر در عـوارض
در دامـن زدن به عوارض طلاق عواملی مداخله دارند که اهم آن ها عبارتند از:
– جنسیت و در این امر دختر بیشتر صدمه می بیند تا پسراس
– وضع بد کودک از نظر زندگی اقتصادی عاطفی
– میزان ملاقات و نـوع روابـط با والدین پس از طلاق.
– نوع روابط با ناپدری یا نامادری
– میزان سن بر این اساس که درچه مرحلهای باشد و میزان وابستگی و نیاز به خانواده
– محل زندگی که در خانواده باشد یا در پرورشـگاه. در نـزد بستگان بـاشد یا بصورت فرزندخوانده
– به نوع سابقه و تجربهای که در گذشته داشتهاند.
– به برخورد با طلاق که بصورت تـدریجی بود یا ناگهانی
– به داشتن ثبات در وضع خانوادگی و زندگی و یا عـدم ثـبات.