پایه اصلى و اساسى نظم و انضباط در زندگى فرزندان رفتار والدین است. اگر والدین خود عامل به نظم نباشند، تنبیه یا توصیه مکرر به نظم، براى ایجاد نظم و رفع بى نظمى هاى کودک سودى ندارد.کودک بخش مهمى از آموخته هاى خود را از راه مشاهده نمونه ها و الگوها فرا مى گیرد. مداومت بر رفتارهاى مثبت و کارهاى منظم در مقابل کودک، بهترین وسیله آموزش اوست. برهمین اساس گاهى در حضور فرزند به نظم و ترتیب خانه بپردازید.
مثلاً مرتب کردن رختخواب و در جاى معین گذاردن کیف، لباس و کفش. این کار عملاً به کودک سازماندهى و نظم را مى آموزد. ساعت خواب و خوراک در خانه باید معین باشد. زمان نظافت و بازى و تفریح و انجام تکالیف و استراحت کودک باید به گونه اى منظم باشد که کودک در سایه عمل به آن، به نتایج لذت بخشى برسد، البته برنامه خانه و مدرسه نباید طورى باشد که کودک از آن احساس خستگى کند.
بر این اساس برنامه ها چه در مدرسه و چه در خانه باید منطقى، انعطاف پذیر و به دور از تعارض با برنامه هاى دیگر باشد. فرزندمان را عادت دهیم که پس از بازگشت از مدرسه، پس از بازى و قبل از غذا، دست و صورت خود را حتماً بشوید، روزهاى جمعه ناخن خود را بگیرد و پس از ورود به خانه لباس مدرسه را درآورد. براى ایجاد این عادت ها نیز مراقبت دایم لازم است.
در موارد تخلف از این اصول با نرمى به او تذکر دهیم و جلوى سهل انگارى او را بگیریم.
بعضى از والدین سیلى مى زنند، فریاد مى کشند، تهدید مى کنند و گروهى دیگر و به ویژه مادرها گریه مى کنند و لب به شکایت مى گشایند. «تو مادرت را دوست ندارى.
اگر دوست داشتى هرگز چنین رفتارى نمى کردى» پدر و مادرى که براى تربیت فرزندش از این روش ها استفاده مى کند نمى تواند منتظر مشاهده نظم و ترتیب در کارهاى فرزندش باشد.
همچنین تحقیقات نشان داده اند که مجازات جسمانى روش سازنده اى براى آموزش انضباط نیست. تنبیه به کودک مى گوید که شما از طرز رفتار او راضى نیستید اما این را به او نمى آموزد که از او چه انتظارى دارید وچه رفتارى رضایت بخش و صحیح است.
والدین باید به کودک فرصت دهند تا درباره احساسات و نگرش هاى منفى خود بدون ترس و واهمه صحبت کند آنگاه رفتار نامطلوب را شناسایى کرده و رفتار مطلوب را جایگزین آن کنیم. به جاى سرزنش کودک، رفتار نامطلوب را مورد سرزنش قرار دهیم و در اجراى شیوه هاى انضباطى احترام به شخصیت کودک را حفظ کنیم.