کودک ، امانتی است از خدا در دست ما. ما در برابر این امانت مسئولیم و بار مصیبت دو چندان خواهد بود که ما نه برای خود فکری کرده باشیم ، نه برای فرزندانمان .ما در برابر نسلی قرار داریم که چشم به ما دوخته اند تا ببینند ما چه می کنیم و گوش به ما داده اند تا ببینند ما چه می گوییم .مادر برابر نیک و بد رفتارشان مسئولیم . مذهبی بار آوردن کودک و توجه دادن به صاحب و مالک اصلی خود ،و بنده خدا بار آوردن او یک وظیفه است .ما در انجام این وظیفه نخست در پیش خدا مسئولیم و بعد در پیشگاه کودک و اجتماع. فرزندان ما حق تربیت را از ما طلبکارند و کم مایه گذاردن ادای این بدهی عقوبت آور است . اجتماع از ما انتظار دارد نسلی سالم و پرورده به آنها تحویل دهیم ، و این مسئولیت از خود ماوبرای خود ما هم وجود دارد از آن بابت که فرزندان ثمره زندگی مایند و باید نیکو ساخته و پرورده شوند و نهال ما باید روزی،نیکو به ثمر بنشیند .
استمدادها
در تربیت فرزندان و ساختن و بهعمل آوردنشان باید از مددها و نیروهایی استفاده کرد . نخست باید از همت و عزم و اراده خود مدد خواست که جداً به تربیت کودک همت گماریم و بکوشیم او را بسازیم و بهعمل آوریم . ثانیاً از آنها که آگاه و صاحبنظرند ، از مسئولان تربیت ، از معلمان اخلاق ، از صاحبنظران در فهم قرآن باید مدد بخواهیم کهآگاهی ها و اطلاعات لازم را در این رابطه در اختیار ما بگذارند . از فرصت هایی که در اجتماع است ، از امکاناتی که دولت و دستگاه های آموزشی در اختیارمامی گذارند باید بهنفع سازندگی و اصلاح کودک استفاده کرد .و در رأس همه ، باید از هستی بخش مطلق ، از مددرسان توانا و نزدیک ، از خداوند خالق برای حفظ و به ثمر رساندن امانت خودش طلب کمک کرد