کودکان گاهی رفتارهایی از خود بروز میدهند که والدین را متعجب می سازد. یکی از این رفتارها برداشتن اشیا و اموال دیگران استکه درعرف به آن دزدی میگویند. این رفتار نیز چون بقیه رفتارهای کودکان دلایلی دارد. قبل از این که هر تصمیمی درباره برخورد با کودکی که دست به این عمل زده است بگیرید، بهتر است اول بدانید چرا بچهها دست به دزدی میزنند؛ این به شما کمک میکند بهترین راه را برای برخورد با وی پیدا کنید.
دلایل دزدی به 3دسته مادی، روانی و اجتماعی طبقهبندی میشود:
علل مادی
برخی از کودکان که زندگی فقیرانهای دارند یا برداشتشان از وضعیت خود در مقایسه با اطرافیانشان به این صورت است و یا نیازهای اولیه آنان در حد مطلوبی ارضا نمیشود و دست به دزدی میزنند. نیازهای مادی از قبیل تغذیه ناکافی، لباس نامناسب، نداشتن پول توجیبی و اسباب بازی موجب میشود که او این نیازها را از طریق دزدی جبران کند. در یک موارد مشاوره، کودکی به خاطر نداشتن پول توجیبی مناسب و متعارف دیگر همکلاسیها، از کیف دیگر دوستانش پول یا خوراکی برمیداشت، به شکل قرض، از دیگران وجوهی میگرفت و خوردنی از بوفه میگرفت و مدعی میشد که پولش را داده است .تکرار این عمل وی را به جایی می رساند که در سنین بالا حتی زمانی که نیاز مادی برطرف شده، نیز بیدلیل از روی عادت اقدام به برداشتن اموال دیگران کند.
علل روانی
ناکامیها و مورد بیمهری و بیتوجهی قرارگرفتن در خانواده موجب میشود که کودک به نوعی به واکنش در برابر این کمبودها دست بزند. وقتی سرقت با لجبازی و دروغگویی همراه باشد، واکنش نسبت به ناسازگاری کودک با محیط خانواده و انتقامجویی از اطرافیان محسوب میشود. او با دزدی و خوردن خوراکی متنوع یا پوشیدن و استفاده از وسایل مختلف این گرسنگی عاطفی را پوشش میدهد.
محرومیت از محبت موجب اضطراب میشود، جبران احساس حسادت، احساس ناامنی حاصل از رفتار خشونتآمیز والدین در منزل، وجود ناپدری و نامادری، انتقال از پدر یا مادر، آرزوی به دستآوردن اشیا پرزرقوبرق که جز از طریق دزدی، رسیدن به آنها ناممکن است، صدمه زدن به دیگران بهمنظور تخلیه عقدههای روانی و محدودیت قائل شدن و سختگیریهای والدین همگی در این مقوله می گنجد.
یافتههای بولبی ( روانشناس برجسته ) حاکی از آن است که محرومیت از مهر مادر و جداییهای نسبتاً طولانی از او در سنین خردسالی تأثیر بسزایی در بیبندو باری و دزدی نوجوانان دارد.
علل اجتماعی
کودک دزدی را یاد میگیرد و والدین نخستین الگو و سرمشق کودک هستند. همچنین آنان سرقت را از دوستان، همبازیها و همسایگان خود یاد میگیرند. چنانچه آنان مرتکب این عمل شوند و یا حتی به شوخی از انجام آن سخن بگویند، طفل آن را میآموزد. سقوط ارزشهای اخلاقی، محیط اجتماعی نابسامان، عدمکنترل رفتار کودک، قحطی، بحرانهای حاصل از جنگ، زلزله و آتشفشان، زندگی در محلهای جرمزا، مهاجرت، اعتیاد والدین، میل بهخود نمایی و جدایی از پدر و مادر گرایش کودک را به دزدی تشدید میکند.
والدین هرچه هنگام رفتن کودک به مدرسه و چه قبل از آن، تلاش کنند تا فرزندشان از این رفتار پرهیز کند اما باز گاهی بر خلاف این عقیده و حتی با توجه به برطرف کردن همه نیازهای مادی وی، شاهد بروز این رفتار در فرزند خود هستند.
اصرار نداشته باشید که ثابت کنید حتما چیزی را دزدیده است. چون با این کار ممکن است احتمالاً او را برای جرمی که نکرده است، تنبیه کنید. درسی را که کودک از این واقعه می آموزد، این است که خود را از هر موقعیتی که در آن احتمال دزدی می رود، دور کند. ماورای عمل دزدی، همیشه علت و یا انگیزه ای وجود دارد. ما باید به عنوان والدین و یا مربی، تلاش کنیم تا بیابیم کدام نیاز یا نیازهای کودکان با این نوع رفتار برآورده می شود.
برای درمان این پدیده، باید علل و انگیزههای آن مشخص شود. باید در نظر داشت که تنها برخورد و مبارزه صرف بامعلول مؤثر نیست بلکه حتی گاه آنرا شدت میبخشد. درمان آن باید براساس محبت و در محیطی آرام انجام شود.
در ذیل مواردی برای حل و درمان این عمل ذکر میشود که براساس تجربیات متعدد اغلب کارساز بوده است:
1. گاهی اوقات فرزند برای تجربه هیجان دزدی، نشان دادن شهامت خود به دیگران، دست به این کار می زند، از اینرو لازم است این حس هیجان طلبی او را از راه های دیگر ارضا کنید به عنوان مثال ثبت نام او در کلاس های رزمی می تواند در بر طرف کردن حس هیجان طلبی او نقش اساسی داشته باشد.
2. سعی نکنید کودک را در موقعیت اعتراف بهدام بیندازید. نگویید تو پول را برداشتهای؟ زیرا جواب، دروغ و انکار خواهد بود. سعی کنید آنچه منجر به دزدی شده را بیابید. با فرزندتان جدی در خلوت صحبت کنید. مثلاً بگویید: از کیف من پول کم شده و میبینم که تو خوراکیای که پولش را نداشتی، خریدهای. او را مسئول رفتارش بدانید.
(اگر فرزندتان از شما پول میدزدد، برای بازگرداندن آن راههایی را پیش پایش بگذارید. مثلا به او بگویید در عوض آن پول، یکی از کارهای خانه را انجام دهد (شما میتوانستید در ازای کمک او در کاری مثل عوض کردن واشر شیرهای آب، به او پول بدهید ولی حالا او بدون دریافت مزد این کار را میکند.) اما هرگز نباید برای مچگیری از او حین برداشتن پول برایش دام پهن کنید (مثلا پولهایتان را روی میز هال رها کنید تا ببینید او به آن دست میزند یا نه.) این کار اعتماد او به شما را از بین میبرد.)
3. در کیف مدرسهاش حتماً در حد امکان خوراکیهایی را که دوست دارد بگذارید و مقداری پول توجیبی معین مناسب سن، روزانه، هفتگی یا ماهانه در اختیارش قرار دهید تا درصورت تمایل برای خود چیزهایی را خریداری کند.
4. به نیازهای فرزندتان به پول نگاهی بیندازید و ببینید آیا پول توجیبی او به اندازه نیازهای اصلی او هست یا باید هماهنگی بیشتری ایجاد کرد. به عبارت دیگر آیا پول دریافتی او در حد متوسط دیگر همسالانش در طبقه اجتماعی شماست یا نه. لطفاً برای خساست خود بهدلیل و انکار روی نیاورید.
5. بچهها دزدی میکنند چون چیزی را میبینند، میخواهند آنرا داشته باشند و از عواقب رفتارشان اطلاعی ندارند. این فرصتی عالی است تا به فرزندتان برخی درسهای ارزشمند اجتماعی را بیاموزید.
6. صادقانه بیندیشید. آیا شما پدر یا مادر سهلگیری نبودهاید؟ بچههایی که عادت دارند همه چیزهایی را که میخواهند به دست آورند، تصور میکنند که باید هر چه را که میخواهند داشته باشند. شاید زمان آن رسیده باشد که کمکم به او نه بگویید.
7. وسایلی که کودک را به دزدی وسوسه میکند مانند پول را از چشم او دور کنید و تسهیلاتی برای تفریح و سرگرمی بیشتر او فراهم آورید.
8. او را از مشاهده فیلمهایی که در آنها دزدی انجام میشود بازدارید.
9. به او بیشتر توجه کنید، خصوصیات خوب اخلاقی او را مورد توجه قرار داده و ذکر کنید. راههایی برای افزایش عزت نفس او بیابید. آرامش و شادی را در محیط خانه ایجاد کنید. از توانمندیهای او به جای زیباییهای فیزیکیاش یاد کنید و او را با استعدادها و تواناییهایش آشنا کنید.
10. با کودک صادقانه صحبت کنید. بدون برچسب دزدی زدن با استفاده از داستانهای جذاب، الگوهای مناسب رفتاری را به او معرفی کنید
11. اگر فرزندتان لباس، زینتآلات، ماشینهای برقی و مانند اینها را دزدیده، شاید انگیزهاش این بوده که شبیه دیگر همسالانش شود. کودکی که در کنار همسالانی با امکانات زیاد رشد میکند، شاید سعی کند ظاهر وسایلی مانند آنان داشته باشد. حتی برای بزرگسالان هم مشکل است که درک کنند عدهای در این دنیا بیش از حد دارند و عدهای از نیازهای اولیه خویش نیز محرومند. سعی کنید مدرسه و دوستانی برایش انتخاب کنید که از لحاظ اقتصادی تفاوت زیادی با شما نداشته باشند.
12. سعی کنید در برخورد با این موضوع عواطف منفی خود را کنترل کنید. در برابر رفتار او دست پاچه نشوید و بر اعصاب خود مسلط باشید.
13. کمک و درمان در مورد فردی که دزدی می کند، بستگی تام به شناخت انگیزه های حاکم بر رفتار او دارد. تلاش کنید انگیزه ها، علل و زمینه های دزدی کودک خود را شناسایی کنید و با تمام وجود این علل و عوامل را از بین ببرید.
14.فرزندتان باید متوجه شود که این کارش نادرست است و ممکن است به وسایل و روحیه افراد لطمه وارد کند. این موضوع را با تطبیق دادن مسئله برخورد او و وسایلش، می توان بهتر به او فهماند. بهتر است ضمن تفهیم موضوع مالکیت به فرزندتان او را از آسیب های روحی مربوط به از دست دادن وسایل شخصی آگاه کرد. در گفتگو با فرزندتان، به او بد بودن این کار و تأثیر نامطلوب آن را بر روحیه صاحب شی ء متذکر شوید و به او بفهمانید در صورت ادامه این کار، اعتماد دیگران از او سلب می شود و دیگر کسی او را دوست نخواهد داشت.
15. دوست تاثیر زیادی در رفتارهای نوجوان دارد، فرزندتان را در پیدا کردن دوست مناسب یاری دهید.
16. به صورت زیرکانه و غیر مستقیم احساسات خود را از این کار او برایش بیان کنید.
17. اگر فرزندتان دزدی را همراه با رفتارهای ناراحتکننده دیگر توأمان انجام میدهد حتماً از یک مختصص کمک بگیرید.
اگر فرزندتان بیش از یک بار دزدی کرده است، میتوانید از کارشناسان کمک و مشورت بخواهید. تکرار دزدی میتواند نشانهای از یک مشکل بزرگتر باشد.
یک سوم جوانانی که در حین دزدی از فروشگاهها دستگیر شدهاند، میگویند ترک این کار برایشان دشوار است؛ پس بهتر است زودتر به کودکان و نوجوانان کمک کنید بفهمند چرا دزدی اشتباه است و ممکن است در صورت ادامه این کار با عواقب جدیتری روبهرو شوند. یک ناراحتی نادر روانی هم میتواند باعث بلند کردن اشیا از فروشگاهها شود.
این اشیا ممکن است بیارزش باشند و فرد آنها را پس از دزدیدن دور بیندازد، ولی مشکل اینجاست که او نمیتواند در برابر وسوسه دزدی مقاومت کند. این اختلال، حتی در بزرگسالان نیز دیده میشود.
علت دزدی فرزندتان هرچه که باشد، افرادی هستند که میتوانند برای حل این مشکل به شما کمک کنند؛ مثلا مشاور مدرسه (به خصوص اگر کودکتان در مدرسه دزدی میکند)، روانشناس کودکان.
بسیاری از خانوادههایی را با امکانات مالی کم میشناسیم که کودکانشان سرشار از شادی، عزت نفس و رفتارهای صحیح اجتماعی هستند. تنها سرویسهای مادی نمیتواند فرزند ما را متعادل و قانونمند سازد. با اصلاح روشهای اخلاقی و زندگی، ایجاد محیط امن و شاد و نشاندادن توجه و ارائه نوازشهای مثبت در موقعیتهای مناسب، ذکر خصوصیات و کفایتهای جسمی، فکری و اخلاقی و تشویق آنان به ورزش، هنر، همکاری و دلسوزی در منزل و داشتن دلبستگی عمیق خانوادگی میتوان درستکاری آنان را تضمین کرد. از حاشیهها و امکانات، نگاهمان را بیشتر به عاطفه و توجه صرف کنیم.
اقتضای هر سن
ظاهر ماجرا این است که کودکی وسیله یا چیزی را که مال خودش نیست برداشته و با خود به خانه آورده. اما واقعیت این است که بچهها در سنین مختلف به دلایل مختلف، ممکن است به وسایل دیگران دستبرد بزنند. این دلایل آنقدر باهم فرق دارند که دیگر اسم همه این کارهای به ظاهر مشابه را نمیتوان «دزدی» گذاشت.
تا قبل از پنج سالگی: بچههای خیلی کوچک گاهی اشیایی را که دوست دارند برمیدارند، بدون اینکه بدانند برای داشتن آنها باید پول داد. آنها نمیدانند برداشتن چیزها بدون پرداخت پول کار غلطی است. آنها هنوز مفهومی به نام «دزدی» را نیاموختهاند.
پنج تا 12 سالگی:
کودکان دبستانی معمولا میدانند که برداشتن چیزها بدون پول دادن کار نادرستی است، با این وجود گاهی آنها کنترل لازم را بر اعمال خود ندارند.
12 تا 19 سالگی:
دزدی کردن در نوجوانان میتواند علل گوناگون داشته باشد. آنها مسلما میدانند که نباید دزدی کنند، اما ممکن است به خاطر هیجان این کار دست به دزدی بزنند یا چون دوستان آنها دزدی میکنند آنها هم این کار را بکنند.
بعضی نوجوانان فکر میکنند ممکن است کسی متوجه کار آنها نشود یا بتوانند از زیر تنبیه دزدی در بروند. در نهایت، دزدی برای برخی از نوجوانان راهی برای یاغیگری و اعتراض به وضع موجود است. البته دلایل پیچیدهتری هم برای دزدی کودکان و نوجوانان وجود دارد. این کار میتواند نشانهای از این باشد که آنها در شرایط پراسترسی قرار دارند که ممکن است درخانه، مدرسه یا در گروه دوستان باشد.گاهی آنها برای نشان دادن عصبانیت یا برای جلب توجه این کار را میکنند.
دزدی برخی از بچهها فریاد کمکخواهی برای رهایی از آزارهای روحی و جسمی محیط خانه است. در این نوع بچهها، دزدی نشانهای است که ما را به طرف مشکل اصلی هدایت میکند.
گاهی وقتها بچهها چیزی را میدزدند که آرزو دارند داشته باشند، اما به دلیل مشکل مالی نمیتوانند تهیه کنند.در بدترین حالت، ممکن است دزدی آنها به خاطر تامین نیازهای مالی برای خرج اعتیاد باشد. علت دزدی فرزندان هر چه که باشد والدین باید اول مشکل ریشهای را شناسایی کنند و سعی کنند علت اصلی را از بین ببرند.
وقتی متوجه دزدی فرزندتان میشوید عکسالعمل شما بستگی به این دارد که این اولین بار است یا فرزندتان عادت به دزدی دارد. در مورد بچههای کوچک، باید به آنها بفهمانید که این کار نادرست است و بگویید اگر چیزی را بدون اجازه یا پرداختن پول آن برداریم، دیگران ناراحت میشوند. مثلا اگر یک کودک پیشدبستانی، یک شکلات از فروشگاهی برداشته، به او کمک کنید تا آن را برگرداند. اگر کودک شکلات را خورده است، او را به فروشگاه ببرید و به او یاد دهید عذرخواهی کند و پول شکلات را بپردازید.
در مورد کودکان دبستانی هم برگرداندن شیء دزدیده شده بسیار مهم است. کودکان کلاس اولی یا دومی باید بدانند که دزدی کار نادرستی است. ممکن است درک بهتری از عواقب دزدی هم برای آنها لازم باشد. مثلا اگر دختر شما دستبند دوستش را بدون اطلاع او برداشته، به او بگویید: «اگر دوستت وسایل مورد علاقه تو را بدون اجازه برمیداشت، ناراحت نمیشدی؟» او را تشویق کنید به دوستش زنگ بزند، ماجرا را توضیح دهد، عذرخواهی کند و قول بدهد که دستبند را بر میگرداند.
در مورد دزدی نوجوانان باید عواقب جدیتر دزدی را به آنها نشان داد. مثلا اگر نوجوان از یک فروشگاه چیزی بلند کرده او را به فروشگاه برگردانید و با مدیر فروشگاه روبهرو کنید تا این اتفاق را توضیح بدهد و عذرخواهی کند.
یک نوجوان از اینکه مجبور باشد شی دزدی را برگرداند، شرمنده میشود و همین شرمندگی و خجالت باعث میشود او برای همیشه یاد بگیرد چرا دزدی کار غلطی است. البته توجه داشته باشید که ادامه سرکوفت و تنبیه، به خصوص تنبیه بدنی، کار اشتباهی است و ممکن است نوجوان را عصبانی کند و منجر به ادامه دزدی یا حتی انجام کارهای بدتری شود.
بچهها در همه سنین باید یاد بگیرند که دزدی از فروشگاه مثل برداشتن پول افراد است و به صاحبان آنجا ضرر میزند. آنها باید بدانند که دزدی میتواند عواقبی بدتر از اینها داشته باشد و ممکن است باعث زندانی شدن آدم شود.
--
منابع:
1ـ مجله پیام زن شماره 3 - پروین بهروزنیا
2- مجله تعلیم و تربیت استثنایی، شماره 59، ترجمه فاطمه سفیف مقدم اکبری
3- ماهنامه ی تخصصی کودک
4- نوابی نژاد، شکوه، رفتارهای بهنجار و نابهنجار کودکان و نوجوانان، تهران، انتشارات انجمن اولیا و مربیان جمهوری اسلامی ایران، چاپ سوم.
koodakefarda .ir
aftabnews. ir