آفرین بر تو که این همه باهوش و با دقتی ! چه سوال قشنگی به فکرت رسیده است. خدا را شکر که فرزندی مانند تو دارم و خدا را شکر که باز هم فرصتی پیدا شد تا دربارة خدای مهربان با هم گفت و گو کنیم. با آوردن چند مثال، تلاش می کنم که به سوال تو جوتب دهم:
عزیز من ! وقتی می خواهی در کلاس درس حرف بزنی و به معلمت چیزی بگویی، با بلند کردن یک دست، از ا و اجازة حرف زدن می گیری؛ آن وقت که به حرم امام رضا (ع) میروی، به عنوان احترام به آن حضرت، دستت را روی سینه ات قرار می دهی؛
وقتی در روز 22 بهمن، بر ضد دشمنان کشورمان شعار می دهی، انگشتان دستت را مشت می کنی تا نشان دهی در مبارزه با دشمن، خیلی جدی هستی؛
وقتی نام امام زمان علیه السلام برده می شود، دستان کوچکت را برسرت قرار می دهی تا با این کار، نشان دهی که آن حضرت را خیلی دوست داری؛ گاهی که صدای تلویزیون خیلی زیاد است؛ دستت را روی گوشت می گذاری تا خواهرت صدای تلویزیون را کم کند؛
هنگامی که حل یک مسألة ریاضی برایت سخت می شود، دستت را روی چشم هایت قرار میدهی تا راحت تر بتوانی دربارة آن مسأله فکر کنی.
با این مثال ها، حتماً متوجه شدی که ما از دستمانمان، برای بیان حالات خودمان استفاده می کنیم و هر شکل دست، معنای مخصوصی دارد. موقعی دعا هم با بلند کردن دستانمان، می خواهیم نیاز خود را به خدای بزرگ و مهربان نشان دهیم.
قرآن کریم می گوید : «به هر طرف که رو کنید، خدا آن جا هم هست.» اگر برای دعا دستانمان را به طرف آسمان بلند می کنیم، نمی خواهیم بگوییم که خدا فقط در آسمان است. نه، اصلاً چنین هدفی نداریم؛ بلکه چون این کار، برای دعا کردن مناسب تر است دستان خود را بلند می کنیم؛ یعنی همان طور که مشت کردن دست، علامت جدی بودن و قرار دادن دست روی سر یا سینه، علامت احترام گذاشتن است، بلند کردن دستانمان هنگام دعا هم، علامت گفت و گو با خداست. داشتن این حالت، برای در خواست از خدا مناسب تر است.
ما وقتی دستمان را به سوی آسمان می بریم، به شکل فقیری در می آییم که از یک شخص بزرگ و مهربان و قدرتمند، چیزی در خواست می کند. ما با این کار، می خواهیم به خدا بگوییم که ای خدا ! ما به تو نیاز داریم و از تو کمک می خواهیم.
امام حسین (ع) فرموده است : «حضرت محمد (ص) موقع دعا کردن، دستانش را مثل یک فقیر که در خواست غذا می کند، بالا می برد.»
موقع دعا کردن، دستان تو هر شکلی داشته باشند، حدا دعایت را گوش می دهد. تو در هر زمان و هر کجا و به هر زبان و هر صورت، می توانی با خدا حرف بزنی و دعا کنی.
اگر پیامبر عزیز ما و امامان خوبمان از ما خواسته اند که در زمان دعا، کارهایی را انجام دهیم، برای آن است که این کارها، دل ما را برای دعا آماده تر می سازد و قبول شدن دعایمان را آسان تر می کند.
گفتن بسم الله در اول دعا، صلوات فرستادن در آغاز آن، دعا برای دیگران و دعای دسته جمعی، بعضی از همان کارهایی هستند که بهتر است در زمان دعا انجام دهیم. اگر نمیتوانی موقع دعا کردن، همة این کارها را انجام دهی، اشکالی ندارد، تا هر اندازه که می توانی انجامشان بده؛ اما فکر نمی کنم که گفتن بسم الله و فرستادن صلوات و بلند کردن دست ها در زمان دعا، برایت سخت باشد.
تو هم مثل پیامبر، موقع دعا کردن، دست های کوچکت را به طرف آسمان بگیر و این گونه با خدا حرف بزن. این حالت، حالت آدم های نیازمند است و گفت و گو با خدا و در خواست از او در این حالت، خیلی بهتر و راحت تر و دلپذیرتر است.
خدا همه جا هست. در آسمان و زمین، در شمال و جنوب، در شرق و غرب، دور و نزدیک، بالا و پایین و خلاصه هر جا که فکرش را بکنی، خدا حاضر است. موقع دعا دستت را به طرف آسمان بگیر؛ ولی بدان که خدا در کنار دل پاک توست و در کنار دستی که بلند کرده ای و لبی که با آن دعا می خوانی، نیز حضور دارد. او همه جا هست.
برداشتی از سخنان استاد حیدری ابهری