کودک در بعد انسانی خود، در فرایند تأسیس شخصیت انسانی و تقویت و رشد دادن و کاشتن بذرهای ناب و پاکیزه در آن و توانمند ساختن آن برای تبدیل شدن به عنصری کارآمد و مفید و مثمر ثمر که نقش ارزنده ای را در ساختن زندگی بر اساس پایه های ثابت دارا می باشد، معنای زنده ای دارد.
از این رو اهتمام دائم به نونهالان برای کارآمد ساختن آنها برای ایجاد تغییر و یا تثبیت پایه های این تغییر وجود داشته است و همین طور تأکید شده است که دانش آموختن در خُردسالی به معنای تثبیت همه ارزشها و مفاهیم و اندیشه های مورد نظر دین می باشد. از این رو توجه اسلام به عنوان یک دین این بوده است که شخصیت کودک را بر اساس اصول و مبانی خود بسازد و مجموعه ای از ارزشهای اخلاقی و تربیتی را در وجود او تثبیت نماید که به دورانهای کودکی و جوانی و بزرگسالی رویکرد دارند. اسلام می خواهد نسلی سالم از نظر روان و دین و بدن و تربیت و اخلاق به وجود آورد و تلاش می نماید انسانی را بسازد که بتواند مفهوم وجودی خود به عنوان خلیفه خداوند در روی زمین و ساختن تمدنی انسانی، آن هم بر اساس تصویری که خداوند از انسان به عنوان فرد و جامعه و دولت می خواهد را تحقق ببخشد.
برای رسیدن به این هدف، اسلام امر تربیت را بر عهده پدر و مادر قرار داده است. زیرا این دو، خصوصاً در دوران ابتدایی عمر کودک، عنصر اساسی تربیت وی به شمار می آیند. ولی در عین اسلام نقش جامعه و نهادهای تربیتی و اجتماعی و رسانه ها و مجموعه های فرهنگی و ورزشی و دینی و عبادی آن را نیز ملغی نمی سازد. اسلام بر این عقیده است که هر کدام از اینها در امر فضا سازی برای رشد و ساختن مبانی شخصیت او که در آینده راه رشد و تکامل را طی خواهند کرد، نقش و سهم ارزنده ای به عهده دارد.
اسلام در روش تربیتی خود روی دو خط تکیه دارد:
اول – اقدامات پیشگیرانه. به گونه ای که نمی گذارد کودک تحت تأثیر نقاط منفی خود قرار بگیرد. این نقاط منفی می توانند از ضعفهای فکری و نگاه او به مسائل یا جامعه ای که می خواهد بذرهای انحراف را در وجود کودک بکارند، سرچشمه بگیرند.
دوم – ساختن شخصیتی زنده و پویا و متوازن. چنین شخصیتی می تواند نیازهای خود را بر آورده سازد. تأکید بر اهمیت هر یک از مراحل تربیت مانند مرحله بازی و مرحله ادب آموزی و مرحله مصاحبت و دوستی از همین جا نشأت می گیرد.
اسلام بر این نظر است که تربیت حاصل همه این مراحل است. آن هم پس از این که هر مرحله ای به خوبی طی شد و حق آن به جای آورده شد. اسلام تحویل دادن فرزند صالح را مورد تأکید قرار داده است. زیرا او ذخیره ای برای پدر و مادر نزد خداوند است. به هر میزان که پدر و مادر در ایجاد چنین فرزندی صالحی نقش داشته باشند، از غفران و بخشش خداوندی برخوردار می باشند. زیرا فرزند صالح الگوی صالحی است که زندگی خود و مردم را در راه صلاح به جریان می اندازد و تداوم بخش زندگی خانواده خود پس از مرگ آنها می باشد.